گاهی وارد یک فروشگاه اینترنتی میشوید، دقیقاً همان محصولی را که دنبالش بودید پیدا میکنید و حتی آماده خرید هستید، اما یک اطلاعات ساده در صفحه وجود ندارد. ابعاد محصول مشخص نشده، نمیدانید لباس با سایز L برای چه اندازهای مناسب است، جنس قطعه معلوم نیست یا برای یک وسیله برقی ولتاژ، توان یا نوع اتصال ذکر نشده است.
در چنین شرایطی مشکل این نیست که مشتری به خرید محصول علاقه ندارد؛ اطلاعات کافی برای تصمیمگیری ندارد.
این یکی از مهمترین تفاوتهای فروش حضوری و اینترنتی است. در فروشگاه فیزیکی میتوانید محصول را در دست بگیرید، اندازه آن را ببینید، برچسب روی جعبه را بخوانید یا سؤال خود را از فروشنده بپرسید. در فروشگاه اینترنتی بخش بزرگی از این وظیفه بر عهده صفحه محصول است.
به همین دلیل صفحه محصول را نباید فقط جایی برای قرار دادن چند عکس، نام کالا، قیمت و دکمه «افزودن به سبد خرید» دانست. یک صفحه محصول خوب باید اطلاعاتی را که مشتری برای تصمیمگیری نیاز دارد، تا حد ممکن قبل از اینکه مجبور به پرسیدن سؤال شود در اختیارش قرار دهد.
این اطلاعات برای همه محصولات یکسان نیست. اندازه برای یک میز اهمیت زیادی دارد، برای یک آداپتور ولتاژ و جریان خروجی مهم است و برای یک لباس جنس پارچه و جدول سایزبندی. بنابراین ساخت یک صفحه محصول خوب از یک سؤال ساده شروع میشود:
مشتری قبل از خرید این محصول چه چیزهایی باید بداند؟
نام محصول باید مشخص کند دقیقاً چه چیزی میفروشید
عنوانهایی مانند «کفش مردانه مدل 125»، «آداپتور مدل X20» یا «شمع تزئینی کد 42» شاید در سیستم داخلی فروشگاه کافی باشند، اما برای مشتری اطلاعات چندانی ندارند.
نام محصول بهتر است مهمترین ویژگیهایی را که برای تشخیص آن لازم است در خود داشته باشد. مثلاً به جای «آداپتور مدل X20» ممکن است عنوانی مانند «آداپتور 12 ولت 2 آمپر مدل X20» بسیار مفیدتر باشد.
البته عنوان نباید تبدیل به فهرستی طولانی از تمام مشخصات شود. هدف این است که مشتری با یک نگاه بفهمد با چه محصولی روبهرو است و بتواند آن را از محصولات مشابه تشخیص دهد.
این موضوع برای موتور جستوجوی خود فروشگاه و گوگل نیز مفید است؛ چون نام دقیقتر محصول به درک بهتر موضوع صفحه کمک میکند.
تصاویر باید چیزهایی را نشان دهند که متن بهخوبی منتقل نمیکند
تصویر محصول فقط برای زیباتر شدن صفحه نیست. مشتری از تصاویر برای پاسخ دادن به سؤالهایی استفاده میکند که شاید توضیح آنها با متن دشوار باشد: رنگ واقعی تقریباً چگونه است؟ پشت محصول چه شکلی است؟ ضخامت آن چقدر است؟ چه نوع درگاهی دارد؟ محصول در دست یا روی میز چقدر بزرگ به نظر میرسد؟ بهتر است محصول از چند زاویه نمایش داده شود و اگر جزئیاتی در تصمیم خرید مؤثر است، تصویر نزدیک از آن نیز وجود داشته باشد. برای بعضی محصولات تصویر بستهبندی، محتویات جعبه یا لوازم همراه هم اهمیت دارد.
ابعاد نیز مثال مهمی است. نوشتن «ارتفاع ۲۵ سانتیمتر» لازم است، اما همیشه برای درک اندازه کافی نیست. قرار دادن محصول در کنار یک شیء آشنا یا نمایش آن در محیط واقعی میتواند تصور بسیار بهتری از اندازه ایجاد کند. تحقیقات مختلف نشان داده کاربران برای درک ابعاد محصولات به تصاویر مقیاسدار اتکا میکنند.
برای لباس، کیف، زیورآلات، مبلمان و بسیاری از محصولات دکوراتیو، دیدن محصول در حال استفاده اهمیت بیشتری پیدا میکند. برای محصولات فنی نیز ممکن است تصویر کانکتورها، برچسب مشخصات یا محل نصب از یک تصویر تبلیغاتی زیبا بسیار مفیدتر باشد.
قیمت باید واضح باشد؛ مخصوصاً وقتی تخفیف یا تنوع دارید
مشتری نباید برای فهمیدن قیمت واقعی محصول محاسبه انجام دهد. قیمت فعلی باید واضح باشد و اگر محصول تخفیف دارد، قیمت قبل و بعد از تخفیف به شکلی نمایش داده شود که ابهامی درباره مبلغ پرداختی باقی نماند.
اگر قیمت با انتخاب یک ویژگی تغییر میکند، این تغییر باید مشخص باشد. مثلاً اگر نسخه ۱۲۸ گیگابایتی و ۲۵۶ گیگابایتی یک محصول قیمت متفاوت دارند، بهتر است کاربر بعد از انتخاب هر گزینه قیمت همان گزینه را ببیند.
عبارتهایی مانند «از ۵۰۰ هزار تومان» زمانی مفیدند که واقعاً چند نوع محصول با قیمت متفاوت وجود داشته باشد. اما وقتی مشتری وارد صفحه محصول میشود، باید بتواند بفهمد گزینهای که خودش انتخاب کرده دقیقاً چقدر قیمت دارد.
تنوعهای محصول را واضح نشان دهید
رنگ، سایز، ظرفیت، جنس، مدل، حجم، طول و بستهبندی نمونههایی از تنوع محصول هستند. اگر مشتری باید یکی از آنها را انتخاب کند، گزینهها باید واضح و قابل فهم باشند.
فقط نمایش یک مربع رنگی همیشه کافی نیست. سبزی که شما «سبز زیتونی» مینامید ممکن است روی نمایشگر مشتری متفاوت دیده شود؛ بنابراین در کنار نمونه رنگ، نام آن هم میتواند مفید باشد.
برای سایز اهمیت موضوع بیشتر است. نوشتن S، M، L و XL به تنهایی همیشه کافی نیست، چون استاندارد اندازه میان تولیدکنندگان متفاوت است. اگر تناسب اندازه برای خرید اهمیت دارد، جدول سایزبندی باید اندازههای واقعی مانند دور سینه، دور کمر، طول لباس یا طول پا را مشخص کند.
موجود بودن هر تنوع نیز بهتر است همانجا مشخص باشد. مشتری نباید بعد از انتخاب رنگ و سایز و تلاش برای افزودن محصول به سبد خرید تازه بفهمد آن ترکیب موجود نیست. پژوهشهای UX نیز بر نمایش روشن گزینهها و موجودی هرکدام تأکید دارند.
مشخصات فنی را کامل بنویسید، نه فقط مشخصاتی که برای فروشنده مهم هستند
یکی از رایجترین ضعفهای صفحات محصول این است که مشخصات بر اساس اطلاعاتی نوشته میشوند که فروشنده در اختیار دارد، نه اطلاعاتی که مشتری برای تصمیمگیری نیاز دارد.
فرض کنید یک آداپتور میفروشید. ممکن است نام برند، کشور سازنده و رنگ آن را نوشته باشید، اما اگر ولتاژ ورودی و خروجی، حداکثر جریان، توان، نوع کانکتور و قطبیت مشخص نباشد، مشتری هنوز نمیتواند بفهمد این آداپتور برای دستگاه او مناسب است یا نه.
برای یک میز، ابعاد، جنس، تحمل وزن و نحوه مونتاژ ممکن است مهم باشند. برای کفش، جنس رویه و زیره، نحوه اندازهگیری پا و قالب کفش اهمیت دارد. برای قاب موبایل، مدلهای دقیق سازگار باید مشخص باشند. برای یک قطعه خودرو نیز مدل خودرو، سال ساخت یا شماره فنی سازگار ممکن است تعیینکننده باشد.
بنابراین نمیتوان یک جدول مشخصات ثابت را برای تمام دستههای فروشگاه کپی کرد. هر دسته محصول باید مشخصات متناسب با خودش را داشته باشد.
یک راه ساده برای پیدا کردن مشخصات لازم این است که تصور کنید مشتری محصول را جلوی شما گذاشته و قبل از خرید پنج سؤال میپرسد. پاسخ این سؤالها احتمالاً همان اطلاعاتی هستند که باید در صفحه محصول وجود داشته باشند.
تفاوت «مشخصات» و «توضیحات» را جدی بگیرید
جدول مشخصات و توضیحات محصول جای یکدیگر را نمیگیرند.
مشخصات برای اطلاعات دقیق و قابل مقایسه مناسب است:
| مشخصه | مقدار |
|---|---|
| ولتاژ خروجی | ۱۲ ولت |
| حداکثر جریان | ۲ آمپر |
| توان | ۲۴ وات |
| نوع کانکتور | 5.5 × 2.1 میلیمتر |
| طول کابل | ۱۲۰ سانتیمتر |
اما توضیحات باید به مشتری کمک کند بفهمد این مشخصات در عمل چه معنایی دارند، محصول برای چه کاری ساخته شده و چه محدودیتهایی دارد.
مثلاً به جای تکرار «توان: ۲۴ وات» در توضیحات، میتوان توضیح داد این آداپتور برای چه گروهی از دستگاهها مناسب است و پیش از خرید باید ولتاژ، جریان و نوع سوکت دستگاه بررسی شود.
این جداسازی یک مزیت دیگر هم دارد: کسی که دنبال یک عدد مشخص است مجبور نیست آن را از میان چند پاراگراف پیدا کند.
توضیحات محصول باید به سؤالهای واقعی جواب دهند
متن محصول جای تبلیغات کلی نیست. عباراتی مانند «کیفیت فوقالعاده»، «انتخابی بینظیر»، «طراحی منحصربهفرد» و «بهترین گزینه برای شما» تا زمانی که اطلاعات مشخصی پشت آنها نباشد، کمک چندانی به تصمیم مشتری نمیکنند. بهتر است توضیح دهید محصول چیست، برای چه کسی یا چه کاربردی مناسب است، چه ویژگیهایی دارد و اگر محدودیت یا نکته مهمی در استفاده از آن وجود دارد، آن را نیز بگویید. به عنوان یک آزمون ساده، بعد از نوشتن توضیحات از خودتان بپرسید: اگر عکسها و دکمه خرید را حذف کنیم، آیا این متن واقعاً چیزی درباره محصول به مشتری یاد میدهد؟
سازگاری را صریحاً مشخص کنید
در بسیاری از محصولات فنی، «آیا به دستگاه من میخورد؟» مهمترین سؤال مشتری است. این موضوع درباره شارژر، کابل، قطعات خودرو، لوازم جانبی موبایل، قطعات کامپیوتر، لوازم خانگی، تجهیزات صنعتی و دهها گروه دیگر مطرح میشود. اگر محصول فقط با مدلهای خاصی سازگار است، نام آنها را مشخص کنید. اگر محدودیتی وجود دارد، آن را هم بنویسید. عباراتی مانند «مناسب اکثر مدلها» در بسیاری از مواقع اطلاعات کافی نمیدهند. حتی میتوانید بخشی با عنوان «سازگار با» و در صورت نیاز «سازگار نیست با» داشته باشید. گاهی دانستن اینکه محصول برای چه چیزی مناسب نیست به اندازه دانستن کاربرد آن اهمیت دارد.
محتویات بسته را مشخص کنید
تصویر محصول همیشه مشخص نمیکند چه چیزهایی همراه سفارش ارسال میشوند. اگر در عکس یک دوربین همراه سهپایه دیده میشود، آیا سهپایه داخل جعبه است؟ آیا دستگاه همراه آداپتور عرضه میشود؟ کابل داخل بسته وجود دارد؟ باتری همراه محصول است؟ پیچهای نصب داخل جعبه هستند؟
یک بخش ساده با عنوان «محتویات بسته» میتواند بسیاری از این ابهامها را از بین ببرد. اگر چیزی که در تصاویر برای نمایش کاربرد محصول استفاده شده همراه کالا نیست، بهتر است این موضوع صریحاً گفته شود. این کار علاوه بر جلوگیری از سوءتفاهم، احتمال نارضایتی بعد از تحویل را هم کاهش میدهد.
موجودی واقعی را نشان دهید
اگر محصول موجود نیست، بهتر است مشتری قبل از شروع فرایند خرید این موضوع را بداند. اگر بعضی تنوعها موجود و بعضی ناموجودند، وضعیت باید برای هر گزینه مشخص باشد. در بعضی کسبوکارها نمایش تعداد دقیق موجودی مفید است و در بعضی دیگر همان «موجود» یا «ناموجود» کافی است. نکته اصلی این است که اطلاعات سایت با موجودی واقعی هماهنگ باشد.
نمایش «موجود» برای کالایی که بعد از ثبت سفارش مشخص میشود تمام شده، فقط یک مشکل انبارداری نیست؛ تجربه مشتری از کل فروشگاه را خراب میکند. اگر محصول قابل پیشسفارش است یا زمان آمادهسازی متفاوتی دارد، آن را نیز از موجودی عادی متمایز کنید.
زمان و هزینه ارسال را تا حد ممکن قبل از سبد خرید روشن کنید
قیمت کالا تنها هزینهای نیست که مشتری هنگام خرید در نظر میگیرد. زمان تحویل و هزینه ارسال نیز ممکن است روی تصمیم او اثر بگذارند. لازم نیست همیشه مبلغ دقیق ارسال روی صفحه محصول نمایش داده شود؛ گاهی هزینه به شهر، وزن سفارش یا روش ارسال بستگی دارد. اما مشتری باید حداقل بتواند بفهمد ارسال چگونه انجام میشود و چه زمانی اطلاعات دقیقتر را خواهد دید.
اگر محصول شرایط خاصی دارد، اطلاعات آن اهمیت بیشتری پیدا میکند. مثلاً کالای سنگین فقط با باربری ارسال میشود، محصول سفارشی هفت روز زمان تولید نیاز دارد یا کالای یخچالی فقط در محدوده خاصی قابل تحویل است. این موارد جزئیات حاشیهای نیستند؛ بخشی از خود تصمیم خرید هستند.
شرایط مرجوعی و ضمانت را پنهان نکنید
مشتری هنگام خرید اینترنتی نمیتواند محصول را از نزدیک بررسی کند، بنابراین طبیعی است که بخواهد بداند اگر محصول مناسب نبود چه اتفاقی میافتد. اگر امکان مرجوعی وجود دارد، شرایط اصلی آن باید بهراحتی قابل دسترسی باشد. اگر گروهی از محصولات شرایط متفاوتی دارند، این تفاوت را روی همان صفحه مشخص کنید. در کالاهایی که ضمانت دارند نیز بهتر است فقط به عبارت «دارای گارانتی» اکتفا نشود. مدت ضمانت، شرکت یا فروشنده ارائهدهنده آن و در صورت اهمیت، موارد اصلی تحت پوشش باید مشخص باشند. این موضوع بهخصوص برای کالاهای گرانقیمت اهمیت دارد.
دکمه خرید باید واضح باشد، اما همه چیز را قربانی آن نکنید
دکمه «افزودن به سبد خرید» باید بهراحتی دیده شود و کاربر بعد از فشردن آن نیز متوجه شود محصول واقعاً به سبد اضافه شده است. اما بزرگ کردن دکمه خرید مشکل یک صفحه ناقص را حل نمیکند. اگر مشتری هنوز نمیداند محصول چه ابعادی دارد، آیا با دستگاهش سازگار است یا چه زمانی تحویل داده میشود، دعوت پررنگتر به خرید لزوماً او را به خرید نزدیکتر نمیکند. هدف صفحه محصول فشار آوردن برای کلیک روی دکمه نیست؛ هدف این است که مشتری با اطلاعات کافی به آن دکمه برسد.
اطلاعات مهم را بر اساس اولویت بچینید
کامل بودن صفحه به این معنی نیست که تمام اطلاعات باید همزمان جلوی چشم کاربر قرار بگیرند. نام، تصاویر، قیمت، وضعیت موجودی، انتخاب تنوع و دکمه خرید معمولاً باید سریع دیده شوند. مشخصات، توضیحات تکمیلی، ارسال، مرجوعی و نظرات میتوانند پایینتر در صفحه قرار بگیرند، اما دسترسی به آنها نباید دشوار باشد. این ترتیب برای هر محصول نیز میتواند کمی متفاوت باشد. مثلاً در خرید یک پیچ صنعتی، مشخصات فنی ممکن است بسیار مهمتر از داستان برند باشد. در خرید یک تابلو دکوراتیو، تصاویر واقعی و ابعاد احتمالاً زودتر مورد توجه قرار میگیرند. بنابراین به جای اینکه فقط بپرسید «صفحه محصول چه بخشهایی داشته باشد؟»، بپرسید: مشتری این محصول معمولاً اطلاعات را با چه ترتیبی نیاز دارد؟
صفحه محصول روی موبایل اهمیت ویژهای دارد
یک صفحه محصول کامل ممکن است اطلاعات زیادی داشته باشد و همین موضوع طراحی نسخه موبایل را دشوارتر میکند. کاربر نباید برای پیدا کردن قیمت، انتخاب سایز یا دیدن مشخصات اساسی چندین صفحه اسکرول کند. تصاویر باید قابل مشاهده باشند، انتخاب تنوع با لمس راحت انجام شود و دکمههای اصلی فاصله و اندازه مناسبی داشته باشند. در عین حال نباید برای کوتاه کردن صفحه موبایل اطلاعات مهم حذف شوند. مسئله اصلی سازماندهی اطلاعات است، نه کم کردن آنها. استفاده درست از بخشهای باز و بستهشونده، تیترهای مشخص و جدولهایی که روی نمایشگر کوچک قابل استفادهاند میتواند صفحهای کامل را همچنان قابل خواندن نگه دارد.
نظرات مشتریان فقط برای نمایش چند ستاره نیستند
نظر مشتری میتواند اطلاعاتی بدهد که توضیحات رسمی فروشگاه نمیتواند به همان شکل منتقل کند. مثلاً یک خریدار میگوید کفش کمی کوچکتر از سایز معمول است، رنگ محصول در واقعیت کمی تیرهتر از عکس است یا نصب وسیله بیست دقیقه زمان برده است. به همین دلیل نظرات واقعی میتوانند مکمل اطلاعات رسمی محصول باشند.
وجود نظر منفی نیز لزوماً چیز بدی نیست. هیچ محصولی برای همه افراد مناسب نیست و گاهی یک نقد منفی دقیق به مشتری دیگری کمک میکند بفهمد محدودیتی که برای یک نفر مشکل بوده برای او اهمیتی ندارد. تحقیقات UX نیز نشان میدهند کاربران به نقدهای منفی توجه ویژهای دارند. اگر تعداد نظرات زیاد است، امکان مرتبسازی، مشاهده امتیازها و در صورت امکان جستوجو یا فیلتر کردن آنها میتواند مفید باشد.
پرسش و پاسخ میتواند کمبودهای صفحه را آشکار کند
اگر مشتریان مرتب یک سؤال مشابه میپرسند، احتمالاً پاسخ آن باید در خود صفحه محصول وجود داشته باشد. مثلاً اگر ده نفر پرسیدهاند «این محصول با آیفون ۱۵ سازگار است؟»، به جای اینکه فقط ده بار پاسخ دهید، بهتر است اطلاعات سازگاری را اصلاح کنید. بخش پرسش و پاسخ همچنان میتواند برای سؤالهای خاص مفید باشد، اما نباید جایگزین توضیحات ناقص شود.
در واقع سؤالهای مشتریان یکی از بهترین منابع برای بهبود صفحه محصول هستند. پیامهای پشتیبانی، چتها، تماسهای تلفنی و دلایل مرجوعی را بررسی کنید. هر سؤال پرتکرار میتواند نشانه یک اطلاعات گمشده باشد.
محصول مرتبط پیشنهاد دهید، اما انتخاب اصلی را دشوار نکنید
محصولات مرتبط میتوانند کاربردهای مختلفی داشته باشند. ممکن است مشتری به لوازم جانبی نیاز داشته باشد، نسخه دیگری از محصول برایش مناسبتر باشد یا بخواهد چند گزینه مشابه را مقایسه کند. اما پیشنهادها باید واقعاً مرتبط باشند. نمایش دهها محصول صرفاً برای اینکه کاربر صفحه را ترک نکند، میتواند تصمیمگیری را سختتر کند.
همچنین باید میان «محصول مشابه» و «مکمل» تفاوت گذاشت. برای لپتاپ، مدل دیگری با مشخصات نزدیک یک محصول مشابه است، اما کیف و ماوس محصولات مکمل هستند. این دو نیاز متفاوتی از مشتری را پاسخ میدهند.
امکان مقایسه برای کالاهای فنی ارزش بیشتری دارد
وقتی چند محصول تفاوتهای فنی زیادی دارند، مشتری ممکن است دائماً بین صفحات مختلف رفتوبرگشت کند تا مشخصات آنها را مقایسه کند. اگر فروشگاه کالاهایی مانند لپتاپ، گوشی، لوازم خانگی، ابزار یا تجهیزات فنی میفروشد، امکان مقایسه مشخصات میتواند تصمیمگیری را بسیار سادهتر کند.
اما این قابلیت فقط زمانی مفید است که دادههای محصولات ساختار مناسبی داشته باشند. اگر برای یک لپتاپ وزن را با «کیلوگرم»، برای دیگری با «گرم» و برای سومی اصلاً ثبت نکرده باشید، جدول مقایسه چندان مفید نخواهد بود.
این یکی از دلایل مهمی است که مشخصات محصول بهتر است به شکل دادههای ساختاریافته در سیستم فروشگاه ثبت شوند، نه اینکه همه چیز داخل یک متن بلند نوشته شود.
اطلاعات محصول برای سئو هم اهمیت دارد
صفحه محصول علاوه بر مشتری، توسط موتورهای جستوجو نیز خوانده میشود. عنوان مشخص، توضیحات واقعی، تصاویر مناسب و اطلاعات ساختاریافته میتوانند به موتور جستوجو کمک کنند موضوع صفحه را بهتر درک کند.
اما سئوی صفحه محصول به معنی تکرار نام محصول و چند کلمه کلیدی در متن نیست. اگر برای پر کردن صفحه چند پاراگراف بیفایده بنویسید، شاید تعداد کلمات بیشتر شود، اما صفحه برای مشتری بهتر نشده است.
در بسیاری از موارد همان اطلاعاتی که مشتری واقعاً نیاز دارد، محتوای مفیدی برای جستوجو نیز ایجاد میکند: مدل دقیق، مشخصات، کاربرد، سازگاری، ابعاد، جنس و تفاوت محصول با مدلهای دیگر. از طرف دیگر، اگر فروشگاه صد محصول مشابه دارد، بهتر است توضیحات هر محصول واقعاً متناسب با همان کالا باشد و صرفاً یک متن ثابت با تغییر نام محصول روی تمام صفحات تکرار نشود.
دادههای ساختاریافته محصول را فراموش نکنید
این بخش بیشتر فنی است و معمولاً توسط فروشگاهساز یا توسعهدهنده سایت پیادهسازی میشود، اما اهمیت آن برای صاحب فروشگاه هم قابل توجه است. با استفاده از Product structured data میتوان اطلاعاتی مانند نام محصول، قیمت، موجودی، امتیاز کاربران، شرایط ارسال و برخی اطلاعات دیگر را به شکل قابل فهمتری در اختیار گوگل قرار داد. گوگل میتواند از این دادهها برای نمایش غنیتر اطلاعات محصول در نتایج جستوجو استفاده کند، هرچند نمایش آن تضمینشده نیست. برای محصولاتی که تنوعهایی مانند رنگ یا سایز دارند نیز گوگل از دادههای مربوط به Product Variants پشتیبانی میکند.
نکته مهم این است که Schema جای محتوای صفحه را نمیگیرد. اگر ولتاژ محصول را فقط در دادهای مخفی برای موتور جستوجو ثبت کردهاید اما مشتری آن را نمیبیند، مشکل صفحه محصول همچنان حل نشده است.
سرعت صفحه را فدای عکس و امکانات نکنید
صفحه محصول معمولاً یکی از سنگینترین صفحات فروشگاه است: چندین تصویر باکیفیت، نظرات، پیشنهادهای مرتبط، اسکریپتهای تحلیل رفتار، ویدئو و امکانات مختلف همگی ممکن است در یک صفحه جمع شوند. تصاویر باید کیفیت کافی داشته باشند، اما این به معنی آپلود مستقیم فایلهای چندمگابایتی دوربین نیست. تصاویر را در ابعاد مناسب نمایش، با فرمت و فشردهسازی مناسب ارائه کنید و برای تصاویر خارج از محدوده اولیه صفحه از بارگذاری مناسب استفاده کنید. هر قابلیت اضافی هم باید دلیلی داشته باشد. نمایش سهبعدی محصول یا ویدئوی ۳۶۰ درجه ممکن است برای بعضی محصولات فوقالعاده باشد و برای بعضی دیگر فقط صفحه را سنگینتر کند.
اطلاعات محصول باید قابل نگهداری و بهروزرسانی باشند
یک نکته کمتر دیدهشده این است که صفحه محصول فقط باید امروز کامل نباشد؛ اطلاعات آن باید بعداً هم قابل مدیریت باشند. اگر ابعاد، جنس، رنگ، برند و سایر مشخصات را به صورت پراکنده داخل توضیحات نوشته باشید، تغییر، فیلتر و مقایسه آنها دشوار میشود. بهتر است اطلاعاتی که ماهیت مشخصی دارند در فیلدهای مشخص ذخیره شوند و متن توضیحات برای اطلاعاتی استفاده شود که واقعاً نیاز به توضیح دارند.
این موضوع با بزرگ شدن فروشگاه اهمیت بیشتری پیدا میکند. مدیریت مشخصات ۲۰ محصول با متن دستی ممکن است ساده باشد؛ برای ۲۰۰۰ محصول دیگر چنین نیست. ساختار درست داده محصول بعداً در جستوجوی داخلی، فیلترها، مقایسه، اتصال به کانالهای فروش دیگر و حتی مدیریت موجودی نیز به کار میآید.
صفحه محصول خوب برای هر دسته محصول کمی متفاوت است
شاید مهمترین نکته همین باشد. نمیتوان یک قالب محتوایی واحد ساخت و انتظار داشت برای همه محصولات کامل باشد.
برای پوشاک، تصاویر واقعی، جنس، رنگ، اندازههای دقیق، راهنمای سایز و تنخور اهمیت زیادی دارند.
برای محصولات الکترونیکی، مدل، مشخصات فنی، ولتاژ، توان، درگاهها، سازگاری و محتویات جعبه مهمتر میشوند.
برای مبلمان و دکوراسیون، ابعاد، جنس، وزن، تصاویر در مقیاس واقعی، رنگ، نحوه مونتاژ و شرایط ارسال اهمیت دارند.
برای قطعات و لوازم جانبی، کد فنی و سازگاری ممکن است حتی از عکس محصول مهمتر باشد.
برای محصولات دستساز نیز جنس، ابعاد، تفاوت طبیعی نمونهها، روش نگهداری و زمان آمادهسازی میتوانند تعیینکننده باشند.
بنابراین فروشگاهی که دستههای مختلف محصول دارد بهتر است برای هر دسته مشخص کند چه اطلاعاتی اجباری هستند. این کار احتمال انتشار محصول ناقص را بسیار کمتر میکند.
قبل از انتشار هر محصول این چکلیست را بررسی کنید
برای اینکه چیزی از قلم نیفتد، قبل از انتشار محصول میتوانید این موارد را بررسی کنید:
- نام دقیق و قابل فهم محصول
- تصاویر واضح از زوایای لازم
- تصویر مقیاس یا محیط واقعی در صورت اهمیت اندازه
- قیمت و تخفیف
- تنوعها مانند رنگ، سایز یا مدل
- موجودی هر تنوع
- ابعاد و وزن در صورت اهمیت
- جنس و مواد سازنده
- مشخصات فنی مرتبط با همان دسته محصول
- مدلها یا دستگاههای سازگار
- محدودیتها و موارد عدم سازگاری
- کاربرد و توضیحات واقعی محصول
- محتویات بسته
- گارانتی در صورت وجود
- شرایط یا زمان آمادهسازی
- روش، زمان و شرایط ارسال
- شرایط مرجوعی
- نظرات و پرسشهای مشتریان
- محصولات مشابه یا مکمل در صورت نیاز
- نمایش و کارکرد صحیح صفحه روی موبایل
- اطلاعات SEO و دادههای ساختاریافته مناسب
لازم نیست همه این موارد برای همه کالاها وجود داشته باشند. مثلاً یک شمع دستساز به جدول سازگاری نیاز ندارد و یک کابل USB احتمالاً به تصویر محصول در دکوراسیون خانه نیازی ندارد. مهم این است که هر اطلاعاتی که میتواند تصمیم مشتری را تغییر دهد، بیدلیل حذف نشده باشد.
یک آزمایش ساده برای پیدا کردن اطلاعات گمشده
بعد از تکمیل صفحه، خودتان را جای کسی بگذارید که محصول را هرگز از نزدیک ندیده است. سپس سه سؤال از خودتان بپرسید:
آیا میفهمم دقیقاً چه چیزی تحویل میگیرم؟
آیا میتوانم تشخیص دهم این محصول برای نیاز من مناسب است؟
آیا اطلاعات کافی دارم که بدون تماس با فروشگاه تصمیم به خرید بگیرم؟
اگر پاسخ یکی از این سؤالها منفی است، احتمالاً هنوز چیزی در صفحه محصول کم است.
البته هدف این نیست که راه ارتباط مشتری با فروشنده را حذف کنیم. بعضی خریدها ذاتاً به مشاوره نیاز دارند و همیشه سؤالهای خاصی وجود خواهد داشت. مسئله این است که مشتری برای فهمیدن اطلاعات بدیهی مثل ابعاد، سایز، ولتاژ، جنس یا سازگاری مجبور به تماس با فروشگاه نباشد.
جمعبندی؛ صفحه محصول باید جای محصول واقعی را تا حد ممکن پر کند
مشتری فروشگاه اینترنتی یک محدودیت اساسی دارد: محصول جلوی او نیست. نمیتواند آن را لمس کند، از پشت نگاه کند، اندازهاش را با چشم بسنجد، جعبه را بخواند یا همان لحظه سؤالش را از فروشنده بپرسد. صفحه محصول باید تا جای ممکن این فاصله را جبران کند.
گاهی افزایش فروش به قابلیت پیچیدهای نیاز ندارد. ممکن است مشتری محصول را پیدا کرده باشد، قیمت را پذیرفته باشد و حتی قصد خرید داشته باشد، اما فقط نداند کفش برای پای ۲۷ سانتیمتری مناسب است یا نه، آداپتور چند ولت خروجی دارد یا قطعه مورد نظر روی مدل خودروی او نصب میشود. در چنین شرایطی شما مشکل جذب مشتری ندارید؛ اطلاعات لازم برای تبدیل همان مشتری به خریدار را در اختیارش نگذاشتهاید.
به همین دلیل یک صفحه محصول خوب لزوماً صفحهای طولانیتر نیست. صفحهای است که اطلاعات درست را، در جای درست و قبل از اینکه مشتری مجبور شود دنبال آن بگردد، در اختیارش قرار میدهد.
